سراي روزنامه نگاران بايد خانه همهي اصحاب رسانه، قلم و دردمند این وادی باشد
اشاره:
استاد ایرج کاظمی (زاده 1320خرم آباد) محقق، نویسنده و شاعر برجسته لرستانی و بنیان گذار انجمن اهل قلم لرستان است و سابقه پنجاه سال تدریس در دبیرستان های خرم آباد و دانشگاه های لرستان (دولتی و آزاد) را دارد. مهم ترین مشخصه بارز استاد کاظمی حافظه قوای طبع روان در نویسندگی است که نیم قرن نویسندگی در مطبوعات سراسری و محلی نتیجه طبع روان اوست. اکنون که 71 بهار از عمرش می گذرد هم چنان شاداب و سرزنده مشغول به نوشتن است. او در حوزه ادبیات و تاریخ صدها مقاله و چندین کتاب را به رشته تحریر در آورده است.
در حوزه روزنامه نگاری نظرات او را جویا شده ایم؛ آن چه در پی می آید حاصل گفت و گو با اوست.
õ خب استاد با توجه به نظراتی که در باره روزنامه نگار ؛ به چه کسی گفنه می شود، وجود دارد؛ به نظر شما روزنامهنگار به چه كسي گفته ميشود؟
B روزنامهنگار (R,negar) واژهاي است دووجهي با تركيب نوعي اضافهي مقلوب كه در حقيقت نگارنده روزنامه هويتشناسي آن را در بر ميگيرد. روزنامهنگار ميتواند صاحبامتياز يا سردبير يا كسي كه در روزنامه سرمقاله يا برخي گزارشهاي مهم و به چشم آمده به عهدهي اوست و كار روزنامهنگاري نيز، عمل و شغل نوشتن مقاله يا گزارش در روزنامه يا تنظيم مطالب، ادارهي روزنامه و انتشار آن را عهدهدار است باشد. تعبيري مرحوم استاد سعيد نفيسي دربارهي روزنامهنگار دارد كه به نوعي توي ذوق ميزند. آن روي سكّه است و اما بيانش ايرادي ندارد. وي مينويسد: «در جنگ جهاني اول كه دو سياست متضاد در سراسر ايران هر يك به گونهاي بازار خود را گرم كرده بودند، روزنامهنويسي رونقي پيدا كرده بود. مؤتلفين يا ائتلافكنندگان، يعني انگلستان و فرانسه و روسيه بيش از متحدين، يعني آلمان و اتريش، دست و پا ميكردند و وسيله داشتند. من در نخستين روزهايي كه وارد ميدان ادب شدم بيش از ديگران با عالم مطبوعات رابطه به هم زدم. در آن زمان اين كار را هنوز بسياري از كسان و حتي همسنهاي من نوعي گستاخي و اگر روزنامهنويسان امروز نرنجند نوعي از ماجراجويي ميدانستند و در همين زمان بود كه مرحوم ملكالشعراي بهار براي تحقير و تخفيف رقيبان مخالفِ خود اصطلاح «هوچي» را به كار برد و در اين مورد بهخصوص امروز رواج يافت. تعريف جامع و مانع روزنامهنگار ميتواند در اين بيان خلاصه و كلاسه شود كه وي كسي است كه در يك نشريه يا روزنامه، هفتهنامه، مجله، فصلنامه، گاهنامه در قالبهاي مختلف سياسي، هنري، اقتصادي و ورزشي قلم ميزند و به اين نام و اين صفت در بين مردم شهرت دارد. روزنامهنگار غير از خبرنگار است، هر چند در بين طبقهي عوام و بسياري افراد كه اهل روزنامه و مجله هم هستند گاهي تقاون اين دو، آنگونه كه هست تعريف نشده و صراحت ندارد.»
õ مشخصات روزنامهنگار حرفهاي چيست؟
B اينگونه ميشود به زبان و بيان آورد كه وي فردي است كه شغلش، كارش، معيشت و گذران زندگياش از اين طريق بوده و تأمين ميشود. روزنامهنگار حرفهاي كسي است كه صرفاً به اين كار يا صفت يا هنر اشتغال دارد ... يك آموزگار، يك دبير، يك نقاش، يك استاد خوشنويسي، يك پزشك، يك مهندس در هيأت و قالبهاي مختلف و يك استاد دانشگاه هم ميتواند روزنامهنگار باشد ولي حرفهاي قلمداد نميشود ... مشاغل و صاحبان مشاغل خاص ميتوانند فردي از اصحاب قلم يا روزنامه باشند، اما چون از اين راه ارتزاق نميكنند و حرفهي اصلي آنها كار ديگري است اطلاق روزنامهنگار حرفهاي بر آنان جايز نيست و به تعبير ديگر هر نويسندهاي هر چند صاحب قلم باشد نميتواند يك روزنامهنويس حرفهاي باشد و اين واقعيتي است كه به كرّات به اثبات رسيده است.
õ نقش آموزش دانشگاهي و كارايي در تربيت خبرنگار حرفهاي چيست؟
B در سال 1304 شمسي كه روزنامهي اطلاعات به وسيلهي برادران مسعودي در ايران تأسيس گرديد، در كنار آن مجلاتي نظير قرن بيستم و شفق سرخ فعال بودند. مجلهي آينده را مرحوم دكتر محمود افشار منتشر ميساخت. بعدها يعني بعد از شهريور 1320 و خروج رضاخان و آزادي مطبوعات دهها روزنامه و مجله در عرصهي تعاملات فرهنگي و جذب مخاطب به رقابت پرداختند. مجلاتي نظير ترقي، كاويان، صبا، تهران مصوّر، سپيد و سياه، روشنفكر، آسياي جوان و چندين روزنامه و در رأس آنان كيهان، به مديريت دكتر مصباحزاده نيز مشغول به كار شدند ... برخي از اين روزنامهنگاران و خبرنگاران در هيچ دانشكده و مدرسهاي درس روزنامهنويسي و در كنار آن خبرنگاري نياموخته بودند، سرِ خود، تعبدي و متكي به دادهها و استعدادهاي شخصي، تنها يك دو تن مانند دكتر حسين فاطمي مدير باختر و محمد مسعود مدير جنجالي "مرد امروز" در برخي مؤسسات و دانشكدههاي پاريس رموز و فنون روزنامهنگاري را آموخته بودند و ما سالها چيزي به نام مدرك دانشگاهي در زمينهي روزنامهنگاري يا خبرنگاري در ايران نداشتيم.
حدود سالهاي 1340 به بعد در دانشكدهي حقوق رشتهاي به نام علوم ارتباطات تأسيس شد كه به نوعي خبرنگار و روزنامهنگار را پرورش ميداد؛ اما امروز اساساً رشتهي روزنامهنگاري و خبرنگاري خود از كرسيهاي معتبر دانشگاهي و طي طريقي است راهگشا تا مقطع دكترا. به ياد دارم كه صدرالدين الهي از دانشآموختگان رشتهي خبرنگاري كه دكتراي خود را در اين رشته از پاريس گرفت از نخستين استادان حرفهاي روزنامهنگاري در ايران بوده كه در كار نويسندگي هم يد طولايي داشت.
بيشك و بيهيچ حرف و حديثي امروزه هر كس نميتواند بدون گذراندن دوران تحصيلات آكادميك و دانشگاهي با شرط علاقه و استعداد و توان و تحمل بسياري مسائل ديگر بار سنگين تحمل اين وظيفهي سنگين يعني خبرنگاري و روزنامهنگاري را به دوش بكشد. بنابراين بيشك نقش دانشگاهها براي پروراندن و تربيت قشر خبرنگار و روزنامهنگار حرفهاي آنچنان است كه بي آن ميشود گفت نظير موسيقيدان يا نوازندهاي است كه خط علمي موسيقي را نداند و ساز تخصصي خود را از روي مشق و تقليد از ديگران يا به تعبيري ديگر از طريق گوش ياد گيرد يا بيسوادي كه اشعار را با قدرت حافظه، منتهي بدون درك ظرايف آن بياموزد. بر اين اساس نقش آموزش دانشگاهي اهم موضوع كار است.
õ نقش تشكيلات صنفي در پيشرفت روزنامهنگاري چيست؟
B سالهاست كه روزنامهنگاران، خبرنگاران و همهي كساني كه با مقولهي روزنامهنويسي و روزنامهنگاري سر و كار داشتهاند، بر اين اعتقادند كه اگر تشكيلات صنفي منظم و مبتني بر قاعده و اساسنامهي كارشناسي داشته باشند در هر مرحله و در هر راهي كه گام نهند هم به حقوق حقه خود خواهند رسيد و هم اين تشكيلات آنان را از هم گسيختگي و عدم هماهنگي به مسير درست و بنياني رهنمون خواهد كرد. از سال 1332 شمسي تشكيلات صنفي روزنامهنگاران با حضور افرادي چون مسعودي، مصباحزاده، فرامرزي، عسگري، جهانبانويي، دكتر بهزادي، دكتر رحمت مصطفوي، عميدي نوري و طباطبايي تشكيل و مرامنامهاي اتخاذ كه بعدها به استناد آن توانستند تشكيلات خود را به ثبت رسانده و از حقوق خود دفاع و بهره گيرند. امروز نيز اين امر وجود دارد و انجمن روزنامهنگاران با توجه به اعتبار قانوني و معنوي از مزاياي آن در حدود قانون مطبوعات استفاده ميكنند.
õ نقش حمايتهاي دولت از روزنامهنگاران در توسعه روزنامهنگاري چيست؟
B چه در گذشته و چه در حال مطبوعات ركن چهارم به حساب آمده و در اوايل ايجاد مشروطيت روزنامهنگاران به علت ايستادگي در مقابل حاكميت دوران استبداد خونبهاي فراواني دادند، نظير شهادت صور اسرافيل (ميرزا جهانگيرخان) و همچنين بار مشكلاتي كه استبداد محمدعليشاهي براي امثال دهخدا ايجاد كرد، در دوران پهلوي اول ترور ميرزاده عشقي، مسموم كردن فرخي يزدي در زندان قصر، ترور محمد مسعود به دست تودههايي نظير حسام لنكراني و خسرو روزبه و عباسي و بسياري مسائل ديگر.
امروز و در نظام جمهوري اسلامي تعامل بين دولت و مطبوعات ميتواند در پيشبرد مسائل مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و همچنين ايستادگي و مقابله با جنگ نرم تأثير متقابل و غير قابل انكار داشته باشد. طبيعي است روزنامهنگاراني كه منتقد دولت هستند نميتوانند از امكانات دولتي استفاده ببرند. بحث بر سر انتقاد كه اساس كار و معيار اصلي تشخيص يك روزنامهنگار منصف و متعهد و معتقد است. دولت و دستاندركاران ميبايست از انتقادات سازنده و در جهت رفع مشكلات و بيان تنگناهاي موجود در نظام و حاكميت تا جايي كه به اساس و هويت نظام و ارزشمنديها لطمه نزنند نهراسند و آن را تا سرحدّ امكان مورد توجه قرار دهند. خانهي مطبوعات كه از نهادهاي غير دولتي و به نوعي تركيبي از روزنامهنگاران متعهد است بايد مورد حمايت مالي و معنوي دولت قرار گيرد و البته تا جايي كه در توان دولت هست و سياست نظام هم به آن وابسته و با سعهي صدر به اين حمايت جامهي عمل بپوشاند و طبيعي است اعمال قانون و حد و حدود عرف و شرع و قوانين موضوعه مملكتي هم از هر دو طرف بايد رعايت شود.
õ مشكلات اصلي روزنامهنگاران چيست؟ اعم از فرهنگي، اجتماعي ...
B 1. عدم احساس امنيت شغلي و مالي، 2. نبود قدرت و صلابت موجود و حـفظ حرمت تشكـيلات صنفي، 3. نبود حمايت مالي و معنوي گروه خبرنگار و روزنامهنگار كه جزيي از جامعهي روشنگرا و روشنفكر به حساب ميآيند همراه با كار طاقتفرسا و مشكلات عديده و نرسيدن به زندگي شخصي موجب شده است كه از نظر رفاه و امكانات مالي، حقوق و درآمد بسيار اندكي به حق جز اقشار آسيبپذير باشند و اگر گاهي در اين زمينه خطا و لغزشي هم بر آن وارد ميشود صرفاً از اين بابت است. به طور مثال خبرنگاران ورزشي كه كم هم نيستند و اكثر جوان و تحصيلكرده به نوعي پل عبور و نردبان ترقي جماعت ورزشكار؛ بهويژه فوتباليستها جماعتي هستند كه با كمترين ميزان تحصيلات بالاترين درآمدهاي نجومي را دارا ميباشند. خبرنگاري كه با يك ميليون تومان در ماه ميبايست معرِّف و مطرحكنندهي يك جوان و گاه نوجوان كه با يك قرارداد ميليوني به يك باشگاه شناختهشده كه از كيسهي خليفه نميبخشد و آدمهاي كوچك را به گونهاي بزرگ ميكند كه نماد و سمبل جوانان ناآگاه ميشوند. وقتي تفاوت زندگي خود و آنهايي را كه خود به سامان رسانده مشاهده ميكند، اگر اندكي زمينهي انحراف داشته باشد، قطعاً به بيراهه كشيده ميشود. صفحات روزنامههاي ورزشي سرشار از مطالبي است كه مباحث دلالي و معرفي ورزشكار ناكارآمد و نسبت دادن معرفي آنان از طريق خبرنگاران و متأسفانه بدنام كردن آنها (هر چند برخي از آنان هم امكان بزهكاري را داشته و دارند) هر روزه شاهد آن هستيم. به اعتقاد اينجانب اگر خبرنگاران و روزنامهنگاران از نظر مسائل مالي و در كنار آن بها دادن به شخصيت آنها مورد توجه قرار گيرند، بخش اعظم مشكلات آنها قابل حلّ است.
õ به نظر شما سراي روزنامهنگاران در كداميك از حوزههاي فرهنگي،اجتماعي، ورزشي، اقتصادي ... و آموزش ميتواند در ارتقاي حرفهي روزنامهنگاري مؤثر باشد؟
B اين سؤال به نوعي با سؤال چهارم هماهنگ است، يعني همان نقش تشكيلات صنفي است. سراي روزنامهنگاران به اصطلاح عوام ميتواند همان پاتوق يا محل جمع شدن جماعت روزنامهنگار باشد. سراي روزنامهنگاران شايسته است كه داراي مرامنامه يا اساسنامه باشد. چيزي شبيه به باشگاه خبرنگاران كه صد البته در حوزههاي مختلف ميتواند نقش داشته باشد. زمينههاي فرهنگي، اقتصادي، ورزشي، نشست هر پانزده روز يك بار و طرح و پيشنهادات جديد براي رفاه هر چه بيشتر همصفنان. سراي روزنامهنگار نام آشناي مناسبي است براي همايشها، كنگرههاي و حتي مراسم و ميهمانيهاي خانوادگي به شرط اينكه امكانات لازم در آن ايجاد شود و سرانجام در هر يك از موارد عنوان شده به شرط هماهنگي و همدلي ميتواند با توفيق همراه باشد.
õ به طور كلي چه پيشنهاداتي براي فعاليتهاي سراي روزنامهنگاران داريد؟
B اين سراي بايد خانه همهي اصحاب رسانه و قلم باشد و از عواملي در ارتباط با سازمان تشكيلاتي آن بهره گرفته شود كه دلسوختهي اين كار باشند و دردمند اين وادي. روح فرهنگ و پژوهش و تحقيق در فضاي اين سراي همگاني سايهگستر و اساس آن متكي بر فرهنگ اصيل اسلامي و ايراني باشد. سعهي صدر اسلامي بايد در حمايت از صنف روزنامهنگار و خبرنگار و اصحاب جرايد رعايت شود. مسؤولان و دستاندركاران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، نهاد معاونت مطبوعاتي و اطلاعرساني كه خوشبختانه در يك دو سال اخير به اندازهي چندين سال در جهت رفاه قشر زحمتكش روزنامهنگار و خبرنگار تلاش داشته، ميبايست سراي قلم را عرصهاي مناسب براي تضارب آرا و تعاطي انديشهها بداند يعني به گونهاي كه آرا موافق و مخالف بتواند مطرح شود. در اين محل كه قطعاً فضاي مناسب و محل امن و آسايش اصحاب رسانه خواهد بود، ميتواند مأمن و محل مناسبي براي فعاليتهاي جنبي، هنري و نوعي مفاهمه دوجانبه و چندجانبه بين خانوادههاي اهالي رسانه باشد. هر گاه چنين زمينههايي در شرايط روز و اوضاع كنوني فراهم آيد قطعاً در آيندهاي نه چندان دور حوزهي مطبوعات با كنشهاي تأثيرگذار همهي اهالي قلم و مطبوعات ايجاد شده و اين «سرا» خاستگاه و جايگاه همهي روشنفكران و انديشمنداني خواهد بود كه پيش از آن، چنين مجالي برايشان فراهم نبوده و با اين جهش شاهد شكوفايي و رعنايي همهي زمينههاي فكري، علمي و فرهنگي خواهيم بود. به اميد هر چه بهتر شدن شرايط زندگي و رفاه اين قشر پويا و زحمتكش.